تبلیغات
صدای خسته - سیل
 
صدای خسته
هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور
دوشنبه 23 تیر 1393 :: نویسنده : رسول جعفری



خونه این خونه‌ی ویرون
واسه من هزار تا خاطره داره
خونه، این خونه‌ی تاریک
چه روزایی رو به‌یادم میاره

اون روزا یادم نمی‌ره
دیوارِ خونه پُر از پنجره بود
تا افق، همسایه‌ی ما
دریا بود، ستاره بود، منظره بود.
خونه، خونه جای بازی برای آفتاب و آب بود
پُرِ نور واسه بیداری، پُرِ سایه واسه خواب بود

پدرم می‌گفت:
«قدیما کینه‌هامون رو دور انداخته بودیم
توی برف و باد و بارون، خونه رو با قلبامون ساخته بودیم.»

خونه عشقِ مادرم بود
که تو باغچه‌اش گُلِ اطلسی می‌کاشت
خونه، روحِ پدرم بود
چیزی رو همپای خونه دوست نداشت


سیلِ غارتگر اومد
از تو رودخونه گذشت
پُلا رو شکست و بُرد
زد و از خونه گذشت
دستِ غارتگر سیل
خونه رو ویرونه کرد
پدرِ پیرمو کُشت
مادرو دیوونه کرد


حالا من مونده‌م و این ویرونه‌ها
پُرِ خشم و کینه‌ی دیوونه ها
منِ زخمی، منِ خسته، منِ پاک
می‌نویسم آخرین حرفو رو خاک:
«کی میاد دست توی دستم بذاره
تا بسازیم خونه‌مون رو دوباره؟».........





 



 



 
















نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 مرداد 1396 11:07 ق.ظ
Its not my first time to pay a visit this web site, i
am visiting this web site dailly and obtain fastidious information from here every day.
یکشنبه 20 فروردین 1396 02:55 ب.ظ
We're a group of volunteers and starting a
new scheme in our community. Your site provided
us with valuable information to work on. You have done an impressive job and our whole
community will be grateful to you.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

type="text/javascript" src="http://Pichak.Net/blogcod/flag/js/molana-2.js"> استخدام نیوز