تبلیغات
صدای خسته - یار گم شده - هوشنگ ابتهاج

گر چشم دل بر آن مه آیینه رو کنی

سیر جهان در آینه ی روی او کنی


خاک سیه مباش که کس برنگیردت

آیینه شو که خدمت آن ماهرو کنی


جان تو جلوه گاه جمال آنگهی شود

کایینه اش به اشک صفا شست و شو کنی


خواب و خیال من همه با یاد روی توست

تا کی به من چو دولت بیدار رو کنی


درمان درد عشق صبوری بود ولی

با من چرا حکایت سنگ و سبو کنی


خون می چکد ز ناله ی بلبل درین چمن

فریاد از تو گل، که به هر خار خو کنی


دل بسته ام به باد، به بوی شبی که زلف

بگشایی و مشام مرا مشکبو کنی


اینجاست یار گم شده گرد جهان مگرد

خود را بجوی سایه اگر جست و جو کنی


تاریخ : یکشنبه 20 مرداد 1392 | 10:43 ق.ظ | نویسنده : رسول جعفری | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.